سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خاطرات
 
پنج شنبه 85 دی 28 :: 4:24 عصر :: نویسنده : صدرا سعادتی
 سریال باغ مظفر طی یکی- دو روز آینده به پایان می رسد و تهیه کننده سریال خبر از پخش این برنامه بعد از ماه محرم یا عید نوروز داده است. 
 مردم با ذهنیت خوبی که از کارهای قبلی مهران مدیری داشتند امیدوار بودند تا مجموعه جدید او نیز مانند قبلی ها جذاب از آب در آید.                                          در این مجموعه آقای مدیری از بازیگران موفق قبلی مانند سیامک انصاری، نصرالله رادش، نادر سلیمانی، هادی کاظمی، محمد رضا هدایتی، شقایق دهقان، سحر جعفری و بعد از آن بهنوش بختیاری بازی گرفت و رضا شفیعی جم نیز به جای جواد رضویان آمد و یکی دو بازیگر جدید نیز به مجموعه اضافه شد و نقش بازیگرانی چون ساعد هدایتی و سعید پیر دوست بسیار کمرنگ شد و در چند قسمت هم شایان احدی فر و محمد شیری آمدند.
 در ابتدای این سریال شبانه شوخ طبعی های راوی(مدیری) و خانواده خان مظفر و آقای بردبار خنده را بر لبان مردم می نشاند. اما پس از آن این برنامه طنز به بیراهه رفت و محل رقابت تولید کننده های ماکارونی(زرماکارون و تک ماکارون) و همچنین تولید کننده های مواد بهداشتی شد و تهیه کنندگان برای اینکه دل همه آنها را بدست آورند، واقعاً سنگ تمام گذاشتند!
 نقش های تکراری سیامک انصاری و شقایق دهقان که از برنامه شب های برره به جای مانده بود باعث شد تا بازیگران خوبی چون انصاری و دهقان چیز تازه ای برای ارائه نداشته باشند. دعواهای نازی(دهقان) و فروغ(سحر جوزانی) نیز ایده چندان جالبی نبود، هر چند تا حدودی سحر جعفری جوزانی بازی جالبی را ارائه داد. مدیری به مانند کارهای قبلی اعتقاد خاصی به ساعد هدایتی نداشت و به سعید پیر دوست نیز برخلاف مجموعه های قبلی چندان بازی نرسید. نویسندگان نیز چیز تازه ای برای نوشتن نداشتند و کارهای محمد رضا هدایتی نیز اگر چه در ابتدا جالب بود ولی در ادامه به علت زیاد تکرار شدن از جذابیت افتاد. کارگردان برنامه در ادامه سعی کرد تا با ورود بازیگران جدید مانند سریال های قبلی خود بینندگان را غافلگیر کند ولی بهنوش بختیاری و رضا شفیعی جم نیز برخلاف شب های برره چیز تازه ای برای ارائه کردن نداشتند و حتی خرناس کشیدن های شفیعی جم نیز تکراری شده بود!
از دیگر علت های ضعف این برنامه می توان به انتقاد های مغرضانه ای که از شب های برره توسط کارگردان های شکست خورده شده بود اشاره کرد که باعث شد مدیری در این مجموعه دست به عصا حرکت کند تا خدایی نکرده به کسی بر نخورد! در حالی که مهران مدیری در شب های برره به هیچ قوم و قبیله ای توهین نکرده بود ولی انتقاد های بی رحمانه ای توسط مردم و منتقدان علیه او شد تا آقای مدیری در این مجموعه پولش را بگیرد و خیلی برای شاد کردن مردم تلاش نکند.
 در آخر می توان به بازی خوب خود آقای مدیری و احیا شدن رادش و نادر سلیمانی اشاره کرد که بعد از تجربه خوب ساعت خوش در باغ مظفر نیز در کنار هم خوب کار کردند. البته نباید انتقاد های خیلی تندی از مدیری کرد چون در میان آثار بسیار ضعیفی چون ارث بابام و زندگی به شرط خنده باز هم باغ مظفر یک سر و گردن بالاتر بود و می توان امیدوار بود که آقای مهران مدیری با درس گرفتن از اشتباهاتی که در باغ مظفر مرتکب شد که خودش بهتر می داند، در آینده مجموعه های بهتری بسازد همانطور که بعد از مجموعه نه چندان موفق جایزه بزرگ مجموعه موفق شب های برره را ساخت.
  


موضوع مطلب :

دوشنبه 85 دی 25 :: 3:44 عصر :: نویسنده : صدرا سعادتی
جاحظ مردی کریه و زشت منظر بود و هیچ زنی حاضر نبود با او ازدواج کند.
روزی در بازار، اشاره ی خانمی توجه او را جلب کرد.بسیار به وجد آمد و به دنبالش به راه افتاد. پس از گذشتن از گذرگاه های متعدد و کوچه های پر پیچ و خم بازار، به یک مغازه ی جواهر فروشی رفتند. آن زن وارد مغازه شد و پس از گفت وگویی کوتاه با جواهر فروش، با انگشت دست، جاحظ را به او نشان داد و از مغازه خارج شد. جاحظ که از قضیه سر در نیاورده بود، وارد مغازه شد و از جواهر فروش پرسید: آن خانم چه گفت؟ او پاسخ داد: این زن انگشتری سفارش داده بود که می خواست روی آن نقش دیو باشد.وقتی به او گفتم من دیو ندیده ام، گفت نگران نباش، من برایت می آورم. اکنون تو را آورده است.
پس از این ماجرا او به دنبال کسب علم رفت و ادیب بزرگ عرب شد به طوری که برخی اندیشمندان معتقدند که در میان معاصرانش فصیح تر از او نبوده است.و تا آخر عمر ازدواج نکرد!



موضوع مطلب :


 
درباره وبلاگ



پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 33
بازدید دیروز: 83
کل بازدیدها: 235295