خاطرات
|
|
||
سخن دروغ در فرهنگ لغت به معنی سخن ناراست و کذب آمده است. همه ما از بچگی دروغ را یاد می گیریم! مثلا می خواهیم به خانه خاله برویم و شام نخورده ایم ولی به ما یاد می دهند بگوییم شام خورده ایم و بعد این می شود دروغ مصلحتی! البته در بچگی، بسیاری از افراد کلا از دروغ لذت می برند. مثلا اگر بچه ای روی دیوار خانه با، مداد خطی بکشد دوست دارد آن را انکار کند و آن را گردن برادر یا خواهر یا ... بیندازد. کم کم وقتی بزرگ می شویم و به مدرسه می رویم به ما می گویند دروغ نگویید و چوپان دروغگو را برای عبرت گرفتن در کتاب های ما گنجانده اند و البته می گویند دروغگو دشمن خداست، ولی دروغ بسیاری از مواقع در مدرسه ما را نجات می دهد، مثلا اگر مشقی نمی نویسیم به دروغ به معلم می گوییم پدربزرگ یا مادربزرگمان فوت کرده بود و بهشت زهرا بودیم و روحیه نداشتیم! معلم هم احتمالا چند قطره اشکی از چشمانش بیرون می آید! و ما، در دلمان به او می خندیم. تناقضی که مدرسه و خانه برای ما ایجاد می کند آنجاست که در خانه پدر وقتی طلبکار زنگ خانه را به صدا در می آورد به بچه می گوید بگو پدرم نیست ولی در مدرسه می گویند تحت هیچ شرایطی دروغ نگویید. بزرگتر می شویم و با اینترنت آشنا می شویم، خبرگزاری فلان می گوید آقای ایکس با آقای ایگرگ دیدار کرده، آقای ایکس تکذیب می کند، خبرگزاری فلان تایید می کند، آقای ایگرگ تکذیب می کند و باز هم خبرگزاری فلان تایید می کند! یک جای کار می لنگد،چه کسی دروغ می گوید؟ حالا به دیگران شک می کنیم و همیشه احساس می کنیم آن ها دروغ می گویند. مثلا یک بانک جوایزی رنگین را برای دارندگان حساب تبلیغ می کند، ولی همه می گوییم دروغ است و جوایز را بین خودشان تقسیم می کنند. بعد از تمام شدن درس و پیدا کردن یک شغل به دروغ گفتن ادامه می دهیم. مدیر یک تیم ورزشی می شویم، به دوغ می گوییم در تیم من اختلاف نیست در حالی که شب قبل بازیکنان حسابی از خجالت هم در آمده بودند! رییس جمهور می شویم و می گوییم بیکاری کاهش یافته در حالی که تعریف های ما از بیکاری عوض شده است. می خواهیم خانه بفروشیم، پشت سر هم از خانه تعریف می کنیم در حالی که سقف خانه در حال ریختن است. مغازه دار می شویم و می خواهیم تخفیف ندهیم، می گوییم سودش همین 400 تومنش است در حالی که 4000 تومان سود می کنیم و از همه بدتر فلسفه می خوانیم بعد خدا را دروغ می دانیم. و بعضی مواقع به خدا هم دروغ می گوییم، انسانی را می کشیم و بعد برای راحت شدن وجدانمان به خدا می گوییم او آشوبگر بود!
موضوع مطلب : |
![]() آرشیو وبلاگ
![]() آخرین مطالب
پیش به سوی اسکار
یا حسین غریب مادر فوتبال ما جهانی شد! بن بست ناآرامی در انگلیس و یک شباهت ناصر حجازی هم رفت بازیگر سینما و تلویزیون همچنان در بازداشت متشکرم! نوروز 90 و 4 شوک دولت حسنی مبارک در آستانه سقوط خودکشی علیرضا پهلوی خداحافظ ای برادر زینب چیزی شبیه فاجعه 5 طلا در روز پنجم مسلمان واقعی کیست؟ لیست آخرین مطالب ![]() پیوندها
.:: رایحه ::.
آرشیو وبلاگ های پارسی بلاگ .: شهر عشق :. بوی سیب BOUYE SIB روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز گروه اینترنتی جرقه داتکو Sea of Love مذهب عشق پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان علمی دانستنیها بدن سازی عکس... عشق یعنی در فراقش سوختن دهاتی دکتر علی حاجی ستوده anzalichi امین نورا (پسر سیستان) وقایع درآمد بالا و سالم در اینترنت تا ریشه هست، جوانه باید زد... طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی یاران باران آخرین خبرها last news مهاجر سرزمین آرزو بهترین قالب های وبلاگ ![]() آمار وبلاگ
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 5 کل بازدیدها: 275237 |
||