سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خاطرات
 
جمعه 86 خرداد 11 :: 8:15 عصر :: نویسنده : صدرا سعادتی
تیم فوتبال پرسپولیس عصر امروز در مرحله نیمه نهایی جام حذفی شکست سنگینی را تحمل کرد و 100 هزار تماشاگر داخل ورزشگاه و میلیون ها طرفدار دیگر خود را عصبانی و ناراحت کرد. این تیم که در 5 دیدار پایانی لیگ پیروز شده بود، در این رقابت با مربیگری ضعیف دنیزلی و بازی بسیار بد بازیکنان بی غیرت شکست سنگینی را در وقت اضافه تحمل کرد. پرسپولیس و سپاهان در نیمه اول بازی بسیار بدی را انجام دادند ولی در نیمه دوم با آمدن کعبی وضع پرسپولیس بهتر شد تا این تیم از روی نقطه پنالتی که با خطا روی کعبی به دست آمده بود توانست گل بزند. این گل را آشوبی زد. ولی حرکت مبتدیانه پژمان نوری باعث شد تا در دقایق پایانی یک ضربه پنالتی برای سپاهان اعلام شود و این تیم توسط عقیلی به گل رسید. بازی در نیمه دوم بهتر بود و پرسپولیس نسبتاً بهتر بازی کرد. ضمن اینکه لوکا بوناچیچ به دلیل اعتراض به داور اخراج شد. در وقت اضافه اول بازی متعادل بود. اما در وقت اضافه دوم کابوس پرسپولیس آغاز شد. ابتدا روی اشتباه باقری، محمود کریمی بازیکن تعویضی گل زد. سپس نوبت حاجی زاده شد تا با اشتباه خود یک گل را تقدیم سپاهان کند. این گل را نیز کریمی زد. بعد از این گل دو بازیکن خارجی سپاهان اخراج شدند. جالب اینکه در این دقایق محمود کریمی یک گل دیگر زد تا در پرسپولیس تا اطلاع ثانوی عزای عمومی شود.  مسئولان محترم باشگاه پرسپولیس طرفداران به قهرمان نشدن و خرابکاری شما و بازیکنان عادت کرده اند، شما نگران نباشید در سر جای خود بنشینید، سر پست و مقام و پول با هم دعوا کنید، بازیکنان دست دوم را توسط دلال ها به باشگاه بیاورید و در آخر به ریش مردم بخندید!
در دیگر دیدار این مرحله صبا باتری 2-1 پیکان را برد و به فینال رفت.
در رقابت های لیگ برتر سایپا با مربیگری علی دایی قهرمان شد و استقلال اهواز و پرسپولیس و استقلال تهران، دوم تا چهارم شدند.


موضوع مطلب :

دوشنبه 86 اردیبهشت 24 :: 1:7 عصر :: نویسنده : صدرا سعادتی
به هوش که آمد تنها خاطره اش طوفان، غرق شدن کشتی و فریاد های کمک بود. هیچ خبری از دیگر مسافران نبود، تنها در جزیره ای ناشناخته! با ترس و لرز به دنبال سرپناهی در این سرزمین اسرار آمیز به راه افتاد! اما حاصلی جز یاس و خستگی نداشت، سرانجام خسته و از پا افتاده، موفق شد از تخته پاره های موجود کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کند و دارائی اندکش را در آن نگه دارد. اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام بازگشت دید کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود و این بدترین اتفاق ممکن بود، از شدت خشم فریاد زد: خدایا همین اندک را بر من نپسندیدی؟ چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک می شد، از خواب پرید. فهمید نجات یافته است، نمی دانست چه بگوید. با لکنت زبان و خوشحالی تمام از نجات دهندگان پرسید: از کجا فهمیدید من اینجایم؟ و آنها جواب دادند: مگر تو با دود علامت نمی دادی؟
آری، وقتی اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است، اما باید به یاد داشت که دود حاصل از سوختن همه ی آرزوها و دارایی هایمان به سرعتی باور نکردنی می تواند نشانه های عظمت و حضور خدا را آشکار سازد.


موضوع مطلب :


 
درباره وبلاگ



پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 24
بازدید دیروز: 83
کل بازدیدها: 235286